تبليغاتX
شق القلم
این‌جا مجال قال است و... مقال حال!

قربانت بروم!

خودت باش! باور کن، به تو نخواهم گفت که چرا شب‌ها بالای درخت می‌خوابی!

...

خودت باش!

سرزنشت نخواهم کرد که چرا سیگار چوب می‌کشی؛

یا چرا دمپایی‌هایت را اشتباهی پوشیدی؛

یا اینکه چرا اینقدر به این شمعدانی‌ها آب ندادی تا عاقبت یک گوشه گلدان غش کنند.

...

فدایت شوم!

فدای چادر و چارقد و چاقچور و نقابت شوم!

الهی که به قربان رژ و لاک و مانیکور و کرم و ریمل تو بروم!

فدای ژل و شش‌تا جیب شلوارت و زیر ابرو و ادکلن و گردنبند و خالکوبی‌ات بشوم!

قربان ریش و تسبیح و یقه‌بسته و کفش زردت بشوم!

خودت باش!

...

ببخشید! خانم/آقای محترم!

عجالتا...

اجازه هست خودم باشم!؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 1:0     |